حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. 5 ربيع أول 1444 Friday, 30 September , 2022 ساعت ×
ماجرای شیعه شدن امام جمعه مکّه به دست علّامه بحرالعلوم با سوالی متحیر کننده!
۰۴ آذر ۱۳۹۹ - ۲۰:۳۷
شناسه : 5231
بازدید 732
6

متن ذیل پیرامون ” ماجرای شیعه شدن امام جمعه مکّه به دست علّامه بحرالعلوم ” می باشد که فقیه عالی مقام شیعی علامه بحرالعلوم با ژرف اندیشی خود و ایجاد سوالی توانست امام جمعه وقت را که فرد سنی مذهب بود به مذهب حقه تشیع هدایت نماید و سبب استبصار او گردید: از حکایت غریبه […]

ارسال توسط :
پ
پ

متن ذیل پیرامون ” ماجرای شیعه شدن امام جمعه مکّه به دست علّامه بحرالعلوم ” می باشد که فقیه عالی مقام شیعی علامه بحرالعلوم با ژرف اندیشی خود و ایجاد سوالی توانست امام جمعه وقت را که فرد سنی مذهب بود به مذهب حقه تشیع هدایت نماید و سبب استبصار او گردید:

از حکایت غریبه این که، در مکه امام جمعه ای بود که ازهد ناس و اشهر بود. و در همان روز های جمعه می آمد و اقامه ی نماز جمعه می کرد و می رفت. و در میان راه، با احدی سخن نمی گفت و به جای دیگر هم نمی رفت. و از مسلّمین و مشاهیر علمای آن بلد بود.

پس روزی بحرالعلوم به مسجد رفته و در عقب آن امام جمعه، نماز جماعت گزارد. از آن پس، به همراه او به خانه ی او رفته. دید که کتابخانه ای دارد مملوّ از کتب علمیّه است.
 بحرالعلوم، از آن امام جماعت سؤال کرد که: در میان کتابخانه ی شما، چه کتاب هایی است؟
آن شخص در جواب گفت که “فیها ما تَشتَهیهِ الأنفُسُ و تَلَذُّ الأَعیُنُ” یعنی در اینجاست هرچه نفس را به آن اشتهاست و چشم از آن لذت می برد.و مقصودش آن بود که همه ی کتابها در کتابخانه ی من است.

پس بحرالعلوم در مقام نقض همین سخن برآمده، چند کتاب از کتب عامّه را اسم برده و گفت: اینها در کتابخانه ی شما موجود است؟
آن شخص گفت که: این کتب در اینجا نیست.
پس بحرالعلوم فرمودکه: ابوحنیفه کتابی در رجال تالیف کرده، آیا آن کتاب در اینجا وجود دارد؟
آن شخص گفت که: آن را ندارم، لیکن آن کتاب به نظرم رسیده و آن را دیده ام.

بحرالعلوم فرمود: در آن کتاب گفته در وصف محمد بن جعفر بن محمد الصادق (سلام الله علیه) من در نزد او تلمّذ می نمودم و هر روزی مطالب علمی او بالنسبه به من، هفتاد مسأله بود.
 پس بحرالعلوم، خود در مقام تعجب برآمده، که: جعفر بن محمد (سلام الله علیه) آیا چه قدر علم داشته که مثل ابوحنیفه عالم متبحّر که وحید اعصار بود، روزی هفتاد مسأله، از جعفر بن محمد الصادق (سلام الله علیه) اخذ می نمود. و جفعر بن محمد (سلام الله علیه) را تلامذه بسیار بود که اکثر، فضلا و علما بودند و در خدمت او استفاده و تلمّذ می نمودند. آیا مطالب علمی جعفر بن محمد (سلام الله علیه) به هر یک از آنها چه قدر بود؟
و آیا مثبتات او که به کسی تعلیم نمی کرد و خود می دانست، لاغیر، آیا آنها چه قدر بود و آیا جعفر بن محمد (سلام الله علیه) چگونه کسی باشد که مانند ابوحنیفه، این قدر او را توصیف و تعظیم نموده!

و امام جمعه، استماع و سکوت داشت. پس بحرالعلوم، از جای خود برخاست که به خانه ی خود معاودت نماید، امام جمعه نیز با سید برخاست و آن جناب را تا به در خانه ی بحرالعلوم مشایعت نمود.
پس بحرالعلوم تکلیف کرد به او که: شما به اندرون خانه ی ما نزول فرموده، زمانی استراحت نمائید.
امام جمعه گفت: من نمی نشینم. و مقصودم آن بود که خانه ی تو را دانسته باشم.

پس از مراجعت تقریباً، یک سال از آن تاریخ گذشت. پس روزی امام جمعه، سید را به نزد خود احضار نمود.
سید به منزل امام جمعه، تشریف فرما شده، دید که امام جمعه افتاده و محتضر است.
پس امام جمعه منزل خود را خلوت کرده، به سید عرضه داشت که: در آن روزی که توصیف از جعفر بن محمد (سلام الله علیه) نمودی، من از آن روز شیعه شده ام؛ لکن تقیه می نمودم و کسی را اطلاع از احوال من نیست. اکنون که مرا روز آخر رسیده، تو را وصیّ خود ساختم.
مرا به مذهب شیعه تغسیل و تکفین و نماز و تدفین نموده باش.
این بگفت و روحش به آشیان قدس، پرواز نمود. و سید بحرالعلوم، او را غسل داده و کفن و نماز و تدفین بر وفق مذهب شیعه داده. ماجرای شیعه شدن امام جمعه مکّه به دست علّامه بحرالعلوم 
منابع تمامی محتوا در آرشیو مجموعه حجره فقاهت موجود می باشد.

 

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.